ولي لازم است آثار منحول جداگانه ذكر شود، بهويژه بدان سبب كه شهرت آلبرت در نزد عامه بيشتر به خاطر دو تا از اين كتابهاست تا آثار خود او. در چاپ بورنيا (1890)، بالغ بر 112 اثر منحول ذكر شده است.
معروفترين آثار منحول ــ كه مسلماً بيش از آثار اصيل معروف است ــ دو كتاب است به نامهاي كتاب جامع اسرار خواص گياهان دارويي، سنگها، و جانوران؛
و ديگري اسرار زنان، دربارهٴ تأثير اجرام فلكي در حاملگي يا قاعدگي، خرافات اخترگويي و غيره. هر چند آثار خود آلبرت به هيچ روي عاري از اين مطلب نيست، در اين آثار منحول توجه زيادي به ساير علمهاي دروغين شده، از قبيل خوابگزاري و قيافهشناسي كه بيش از پيش، با اخترگويي قرابت داشت. بيشتر به خاطر اين دو كتاب بود كه آلبرت در مقام جادوگر شهرت يافت، و ((هنر آلبرتي1)) به معني جادوگري به كار رفت، و جزوههاي مربوط به هنر سياه و سفيد انسان و حيوان هنوز به نام او چاپ و منتشر ميشود.
بسياري از اين آثار منحول داراي ماهيتي كاملاً فلسفي، كلامي يا علمي است و معروفترين آنها
رسالهٴ فلسفي (مدخل فلسفهٴ طبيعي) نام دارد، كه خلاصهاي از طبيعيات ارسطوست، و تا مدت زيادي از كتابهاي درسي بسيار رايج بود. اين امر كه موٴلف آن آلبرت كبير باشد، يا معاصرش آلبرت اورلاموندي، يا كسي ديگر، بر ما مسلم نيست. ابراهيم سلام بن اسحاق (وفات: 1492) آن را به عبري ترجمه كرد.2
دربارهٴ هرمان آلماني ¿ فصل مترجمان، و دربارهٴ ويتلو ¿ فصل فيزيك.
اولريش استراسبورگي3
اولريش، پسر انگلبرت دومينيكي آلماني؛ شاگرد آلبرت كبير در كُلُني، معلم الهيات در استراسبورگ پس از 1248؛ رئيس دومينيكيان از 1272 تا 1277، در 1277، به پاريس رفت تا
عبارات پطروس لومباردي را تدريس كند؛ ولي پيش از آغاز تدريس در همان سال، در پاريس درگذشت. متفكر نوافلاطوني كه بيشتر تحت تأثير
كتابالعلل، ديونوسيوس اَريوباغي، ابنسينا، و آثار آلبرت كبير بود كه همان افكار را عرضه ميكرد. شرحهايي بر
كائنات جو ارسطو، و عبارات پطروس لومباردي و رسالهٴ فلسفي مفصلي به نام
مدخل فلسفه و كلام (ناتمام) نوشت. معلومات علمي خود را بيشتر از آلبرت كبير اقتباس كرده بود.
دربارهٴ ويلهلم موربكي ¿ فصل مترجمان و دربارهٴ هانري بات ¿ فصل رياضيات.